… و اما فن کارگردانی؛ علاوه بر استعداد و نبوغ ذاتی، سلیقه شخصی هر کارگردان فیلم، حرف اول را میزند. مدیریت و قاطئیت او در هماهنگ کردن و کنار هم چیدن عوامل و وسایل و لوازم کار با به کارگیری و استفاده خردمندانه و معنادار از تکنیکهای فیلمسازی، دیگر از ابتدایی ترین اصول کار یک کارگردان فیلم بشمار میرود.
متاسفانه اکثر فیلمسازان بیشتر به قصه پردازی علاقه نشان میدهند تا ساخت اصولی یک فیلم با بهره گیری از امکانات تکنیکی فراوان آن برای سینما و یا تلویزیون!
تأسف بارتر از آن اینکه این دسته از فیلمسازان، یکی از مهمترین وظیفه خود را در مقام کارگردان فیلم، در مقابل صاحب ایده و نویسنده فیلم، یا کاملا فراموش میکنند؛ و یا اینکه جایگاه خود را اکثرأ با نویسنده فیلم اشتباه میگیرند!
پر واضح است که کارگردان فیلم در جهت باروری و پرورش یک فیلمنامه در راستای خط و خطوط و سلیقه شخصی و روش کار گارگردانی خود، البته در صورت لزوم، باید با نویسنده فیلم مشاوره و تشریک مساعی کند؛ ولی این همفکری بدان معنا نیست که کل ایده و کار نویسنده را بهم بریزد و مضحک تر از آن اینکه نام خود را هم بعنوان نویسنده در کنار نویسنده اصلی فیلم قرار بدهد!!!
این گروه از فیلمسازان، اکثرأ به زبان و معنای حرکات دوربین و هماهنگی آن با هنر بازیگری بازیگران و صحنه، یا غریبه و یا بسیار کم توجه هستند. یا این اصول کار را آنطور که باید و شاید نمیدانند، ویا اینکه سینما را با تاتر اشتباه گرفته اند! به عبارت ساده تر، اینان هنوز از شیره جان مادر سینما یعنی تاتر ارتزاق میکنند!
… شاید کمی دور از انصاف و مضحک باشد، اگر اشاره بشود که؛ در اکثر مواقع با دیدن بعضی از فیلمها، تماشاچی خود را در دوران قبل از بازگشت ادبی و یا کمی دورتر، در یک مکتب خانه، روبروی یک تخته سیاه دیژیتال می بیند و احساس میکند!!!
در این راستا برگه پلان بندی تکنیکی که در این صفحه ضمیمه شده است؛ شاید بتواند حداقل به آنانی که میخواهند به حرفه سینماگری، سینمایی بنگرند؛ و یک اثر اصولی، با ارزشها و معیارهای سینمایی ارائه دهند، کمک شایان توجهی بنماید.
در صورت تمایل با کمال میل حاضر به همکاری میباشم.